در سالهای اخیر بندر خمیر (استان هرمزگان، ایران) از سوی برخی نهادها و شرکتهای فعال در حوزه برندینگ شهری، عمدتاً بر مبنای مزیت «تالاب و جنگلهای حرا» معرفی و بازاریابی شده است. این درحالیست که اتکای تکبعدی به یک مؤلفهی زیستی و تبدیل آن به محور اصلی نشانوارهی شهر، نمودِ رویکردی جزءنگر، تقلیلگرا و گاه سوداگرانه در برندینگ شهری به شمار میآید؛ رویکردی که میتواند زمینهساز ناپایداری توسعه و مخدوششدن فهم جامع از شهر گردد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی کلنگر و هستیشناسانه به پدیده شهر، تلاش میکند نشان دهد که فهم برند شهری تنها زمانی پایدار و معتبر است که به کلیت نظام منظر شهری و اجزای سازنده آن توجه شود.
روش تحقیق مبتنی بر رویکرد کیفی و خوانش نظاممند منظر شهری است. برای دستیابی به این خوانش، سه مسیر تحلیلی دنبال شد:
1- مطالعه اسناد روشنفکری و تاریخی (سفرنامهها، متون آرشیوی، گزارشهای محلی): به منظور شناخت عناصر اصیل در شکلگیری شهر.
2- مشاهدات میدانی: برای درک تجربه زیسته و عناصر واقعی منظر، خارج از گفتمانهای تبلیغاتی.
3- تحلیل تفسیری- انتقادی محتوا.
یافتهها نشان میدهند که سهگانهی کوه، دشت و دریا بنیان منظر و هویت کالبدی–فضایی بندر خمیر را تشکیل میدهد و تنها در صورت توجه متوازن به این کلیت، امکان شکلگیری توسعه و برند شهری پایدار وجود خواهد داشت. هرچند تالاب و جنگلهای حرا مزیت نسبی جدید شهر محسوب میشوند، اما تمرکز انحصاری بر آنها – مطابق برخی الگوهای تقلیلگرای برندینگ شهری – میتواند توازن منظر طبیعی و انسانی شهر را بر هم زند و پیامدهای ناپایدار در پی داشته باشد.
در راستای ایده پژوهشگر-کنشگر در انتهای پژوهش مجموعهای از راهبردهای کلان را برای فهم و هدایت برندینگ شهری بندر خمیر ارائه میکند؛ راهبردهایی که بر ضرورت فاصلهگیری از رویکردهای تکساحتی و بازگشت به ادراک نظاممند از شهر تأکید دارند.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |