دوره 2، شماره 8 - ( 6-1405 )                   جلد 2 شماره 8 صفحات 0-0 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


کارشناس ارشد معماری منظر، دانشگاه تهران، ایران
چکیده:   (375 مشاهده)
این مقاله با رویکردی تاریخی و انتقادی، سیاست‌های مرتبط با جامعۀ عشایری ایران را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه «توسعه» در بسیاری از دوره‌ها از بهبود شرایط زندگی عشایر به تغییر یا حذف شیوۀ زیست آنان تبدیل شده است. مسئلۀ اصلی مقاله، انکار ضرورت آموزش، بهداشت، امنیت و رفاه نیست، بلکه نقد سیاست‌هایی است که برخورداری از این خدمات را به یکجانشینی و فاصله گرفتن از کوچ مشروط کرده‌اند. غلبۀ نگاه امنیتی، نادیده گرفتن عشایر به‌عنوان سومین گونۀ زیست اجتماعی، بی‌اعتبار شدن حقوق عرفی بر مرتع و ایل‌راه، توسعۀ روستامحور، ساخت سکونتگاه‌های نامتناسب، تضعیف اقتصاد دامداری و حذف تدریجی نهادهای محلی، از مهم‌ترین محورهای این فرایند بوده‌اند. این سیاست‌ها، در کنار آموزش یکسان‌ساز، ضعف مشارکت، نادیده گرفتن نقش زنان، بازنمایی فرهنگی نادرست و گردشگری غیرجامعه‌محور، به محدود شدن قلمرو کوچ، کاهش استقلال اقتصادی و گسست در انتقال فرهنگی انجامیده‌اند. نتیجه آنکه نابودسازی ساختار عشایری حاصل یک تصمیم یا یک دورۀ مشخص نیست، بلکه پیامد انباشت سیاست‌هایی است که تفاوت میان تغییر و حذف را نادیده گرفته‌اند. توسعۀ عادلانه زمانی محقق می‌شود که حق انتخاب میان کوچ، نیمه‌کوچ‌روی و یکجانشینی به رسمیت شناخته شود و دسترسی به خدمات به ترک شیوۀ زندگی عشایری وابسته نباشد.
 
شماره‌ی مقاله: 3
متن کامل [PDF 290 kb]   (79 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1405/4/30 | پذیرش: 1405/5/17 | انتشار: 1405/6/10

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.