دکتری معماری منظر، دانشگاه علم و فرهنگ تهران، ایران
چکیده: (11 مشاهده)
راه در سنت ایرانی–اسلامی صرفاً یک مسیر عبور نبوده، بلکه بستری برای تجربه زیسته، شکلگیری معنا، پیوند اجتماعی و خوانش تدریجی سرزمین به شمار میرفته است. در دهههای اخیر، رویکردهای حاکم بر احداث آزادراههای بینشهری در ایران، متأثر از منطق تکنوکراتیک و شاخصهای کمیِ کارایی، مفهوم راه را به زیرساختی عملکردی و مهندسی تقلیل دادهاند. این مقاله با اتکا به چارچوب نظری پدیدارشناسی مکان (Heidegger, 1977; Norberg-Schulz, 1980) و نظریه نامکان (Augé, 1995) و با تحلیل نمونههایی چون آزادراه تهران–قم، قم–کاشان و تهران–شمال، نشان میدهد که الگوی مسلط طراحی راه در ایران ظرفیتهای ادراکی، فرهنگی و وجودی راه را تضعیف کرده است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی–تفسیری انجام شده و نتیجه میگیرد بازتعریف راه بهمثابه فضای تجربه، ضرورتی نظری و عملی در بازاندیشی زیرساختهای سرزمینی ایران است.
شمارهی مقاله: 2
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1405/2/11 | پذیرش: 1405/3/9