logo

XML English Abstract Print


دانشگاه تهران
چکیده:   (21 مشاهده)
با وجود گسترش رویکردهای مکان‌محور در معماری و شهرسازی، هنوز تبیین منسجمی از چگونگی گذار از فضای عینی به مکان زیسته وجود ندارد. مقاله با رویکردی انتقادی و فلسفی، سیر تحول مفهوم عینیت را از تلقی کالبدی و کمّی تا صورت‌بندی‌های بین­الاذهانی، اجتماعی و بدنمند بررسی و نقد می‌کند. استدلال مقاله نشان می‌دهد که عینیت، در گسترده‌ترین صورت خود، شرط لازم شناخت فضاست، اما شرط کافی برای تحقق مکان نیست؛ زیرا همچنان در منطق شناخت فاصله‌مند باقی می‌ماند. در مقابل، با تکیه بر مفهوم «مواجهه»، گذار از فضا به مکان به‌عنوان گسستی مقوله‌ای در نوع نسبت انسان با محیط تبیین می‌شود؛ گسستی که در آن انسان از جایگاه ناظر بیرونی به مشارکت‌کننده‌ای حاضر در محیط تبدیل می‌شود. بر این اساس، هرم «جافضامکان» به‌عنوان چارچوبی تحلیلی بازخوانی می‌شود که «جا» را بازمانده عینیت کلاسیک، «فضا» را عینیت بسط‌یافته و «مکان» را نقطه وقوع مواجهه می‌داند. این چارچوب در برابر رویکردهای رقیب و در دو نمونه کاربردیِ خطای فضامحوری در برنامه‌ریزی و خطای تاریخی‌گرایی در مرمت بررسی می‌شود. یافته اصلی مقاله آن است که گذار از فضا به مکان نه از طریق انباشت داده‌های عینی، بلکه از طریق تغییر در نوع رابطه انسان و محیط، ادراک فضا و شناخت روابط شکل‌دهنده آن، امکان‌پذیر است.
 
شماره‌ی مقاله: 4
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1405/6/10 | پذیرش: 1405/6/18

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

ارسال پیام به نویسنده مسئول


بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.