دکتری تاریخ تطبیقی تحلیلی هنر اسلامی، دانشگاه تهران، ایران
چکیده: (1245 مشاهده)
این نوشته دیدگاه وحدت در کثرت در آرای سنتگرایانی همچون فرینتوف شووآن، سیدحسین نصر و تیتوس بورکهارت را در هنر مورد بررسی و نقد قرار میدهد. تجلی دیدگاه وحدت در کثرت در هنر اسلامی مستلزم چهار پیش فرض الف) ارتباط ذاتی بین عرفان اسلامی و هنر اسلامی ب) آشنایی هنرمندان و مخاطبان با مفاهیم عرفانی ج) فراتاریخی بودن مفاهیم د) پذیرش اصالت نیت مولف است. هر چهار پیش فرض قابل نقد هستند و شواهد تاریخی برای آنها وجود ندارد. از جمله اینکه مفهوم وحدت درکثرت در قرون نهم به بعد به صورت رسمی در محافل مطرح میشود پس دستکم در آثار پیش از این دوره نمود آگاهانه این مفهوم از جانب هنزمندان و مخاطبان چندان قابل اتکا نیست. مگر اینکه وحدت در کثرت را فرا تاریخی بدانیم. اما مدعای فراتاریخی بودن تناقضی را پیش خواهد کشید، چرا که در صورت فراتاریخی بودن یک مفهوم، تجلی آن از انحصار هنر اسلامی خارج میشود. در واقع، این مفهوم در هر فرهنگ و دورهای نمود مییابد. درواقع ویژگی بنیادین وحس وحدت در هنر اسلامی تعارض شناختی به بار می آورد و عامل جدایی هنر اسلامی از هنر غیراسلامی را از بین میبرد.
شمارهی مقاله: 6
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
عمومى دریافت: 1404/7/19 | پذیرش: 1404/8/10 | انتشار: 1404/8/10
فهرست منابع
1. ـ ابنعربي، محمد بن علی. (1385). فصوصالحكم. ترجمه: موحد، محمدعلي و موحد، صمد. تهران: نشر كارنامه.
2. ـ بورکهارت، تیتوس. (1390). هنر مقدس، اصول و روشها. ترجمه:جلال ستاري. تهران: انتشارات سروش.
3. ـ كريچلو، كيت. (1390). تحلیل مضامین جهان شناختی نقوش اسلامی. ترجمه: حسن آذركار. تهران: انتشارات حكمت.
4. ـ نصر، سیدحسین نصر. (1381). پيام روحاني خوشنويسي، نشرية هنرهاي تجسمی، (19): 35-39.
5. ـ نصر، شووان، گنون و كوماراسوآمي. (1390). هنر و معنويت. ترجمه: انشاءالله رحمتي. تهران: فرهنگستان هنر.