پژوهشکده هنر، معماری و شهرسازی نظر
چکیده: (25 مشاهده)
دنیای باستانی، به دلیل در دسترس نبودن و تعلق به دوران سنت، استعداد آن را دارد تا از طریق افسانههای خیالی وصف شود. علوم تاریخ و باستانشناسی به مدد بهرهگیری از روشهای علمی و منطق عقلانی میتوانند پرده از حقایق باستانی برگرفته و تجربه گذشتگان را با نزدیکترین وصف به واقعیت آن پیش روی انسان امروز قرار دهند. لذا هدف این علوم را نمیتوان تنها وصف تمدن پیشینیان دانست؛ بلکه علوم تاریخ و باستانشناسی، معیار انسان امروز در کاربردیکردن آنها در روند توسعه جامعه است.
در روند شناخت تجربه تمدنهای قدیم، علاوه بر دسترس نبودن اطلاعات شفاف، رواج افسانههای خودبنیاد مانع مهم دیگر است که پالایش آنها به موازات شناخت تمدنها ضروری است. ورود به عرصه باورهای رایج تاریخی و باستانشناسی بمنظور پالایش آنها، تنها از طریق نقدعلمی میسر است. نمیتوان بدون طرح و نقد افسانههای رایج در حوزه این علوم، صحت و سقم آنها را ارزیابی کرد.
اگرچه نقد مشهورات تاریخی و باستانشناسی مسبوق به سابقه است، اما دقت در ادبیات روشنگرانه باستانی و تاریخی نشان میدهد که گفتمان نقد نه به عنوان یک ضرورت دانی با شیوه علمی، بلکه بعنوان یک سلیقه و ترجیح شخصی مورد توجه بوده است. واضح است که بدون پالایش عرصه این علوم از باورهای نادرست، امکان ورود به افقهای جدید و کشف حقایق تاریخی بشدت ضعیف میشود.
افسانههای مشهور باستانی از یک سو موجب انحراف محققان از بررسی بیطرفانه موضوع میشود و از سوی دیگر با نمایش دروغین حقیقت، ضرورت کاوش و کشف زوایای مفید و کاربردی دنیای باستان را از میان میبرند. لذا رواج گفتمان نقد در علوم باستانشناسی و تاریخ، علیالخصوص که ناظر بر روشنگری مشهورات سستپایه باشد، مقدمه ضروری برای «فایدهمند» کردن این دانشهاست.
شمارهی مقاله: 1
نوع مطالعه:
كاربردي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/11/20 | پذیرش: 1404/12/1 | انتشار: 1404/12/10