logo

XML English Abstract Print


چکیده:   (5 مشاهده)
سیاست‌گذاری مسکن در ایران طی چهار دهه گذشته عمدتاً در قالب برنامه‌هایی برای تأمین و تولید واحدهای مسکونی صورت‌بندی شده است. این مقاله، بدون ورود به ارزیابی عملکرد این سیاست‌ها، با طرح این سوال که اسناد سیاست‌گذاری، «مسکن» را چگونه بازنمایی می‌کنند و این بازنمایی چه نسبتی با مفهوم «سکونت» دارد، به طرح مساله‌ای می‌پردازد که کمتر در نوشتارهای حوزه مسکن بدان توجه شده‌است. با تحلیل مفهومی اصل ۳۱ قانون اساسی، قانون ساماندهی و حمایت از تولید و عرضه مسکن، قانون جهش تولید مسکن و برنامه‌هایی چون مسکن مهر، اقدام ملی و نهضت ملی مسکن، نشان داده می‌شود که با وجود تفاوت در شیوه‌های اجرا، همه این اسناد از صورت‌بندی مفهومی نسبتاً مشترکی پیروی می‌کنند که در آن، خانه عمدتاً از خلال مفاهیمی چون تولید، عرضه، تأمین زمین و واحد مسکونی فهم می‌شود. برای نقد این صورت‌بندی چارچوب پدیدارشناختی مارتین هایدگر و کریستین نوربرگ-شولتز اساس چنین نقدی است؛ زیرا این دو متفکر با تمایز نهادن میان «ساختمان» و «سکونت» و نیز میان «فضا» و «مکان»، نشان می‌دهند که خانه صرفاً کالبدی قابل تولید نیست، بلکه عرصه‌ای برای تحقق تجربه زیسته، تعلق، هویت و بودن انسان در جهان است. یافته‌ها نیز نشان می ‌دهند مسئله بنیادین سیاست‌گذاری مسکن در ایران، بیش از آنکه به شیوه اجرای برنامه‌ها مربوط باشد، به نحوه تعریف موضوع سیاست‌گذاری بازمی‌گردد؛ ازاین‌رو، بازاندیشی در این حوزه مستلزم گذار از فهم «مسکن» به‌مثابه واحدی ساختمانی، به فهم آن به‌مثابه امکان «سکونت» است
 
شماره‌ی مقاله: 5
     
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1405/5/3 | پذیرش: 1405/5/17

ارسال نظر درباره این مقاله : نام کاربری یا پست الکترونیک شما:
CAPTCHA

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.