دانشگاه ازاد قم
چکیده: (24 مشاهده)
تلاش برای بازشناسی و احیای هویت ایرانی - اسلامی در معماری و شهرسازی طی چند دهه اخیر به یکی از محورهای سیاستگذاری فضایی در ایران تبدیل شده است. در این میان، مجموعهای از قوانین، مصوبات و دستورالعملهای ملی و محلی، بهویژه در حوزه سیما و منظر شهری، با هدف ساماندهی نماها و ارتقای هویت کالبدی شهرها تدوین شدهاند. با وجود این، استمرار ناهماهنگیهای بصری در شهرهایی همچون قم، این پرسش را مطرح میکند که آیا مفاهیم معماری ایرانی - اسلامی در این اسناد از سطح ارزشها و توصیههای کلی به معیارهای روشن، قابل سنجش و قابل اجرا تبدیل شدهاند؟ نقد حاضر با رویکرد تحلیلی - انتقادی، اسناد فرادست مرتبط با هویت معماری و شهرسازی ایرانی - اسلامی و دستورالعمل ساماندهی نماهای شهر قم را در دو محور بررسی میکند: نخست، کفایت مفهومی و عملیاتی معیارهای ارائهشده و دوم، میزان پیوند میان ضابطه، سازوکار اجرا و واقعیت کالبدی شهر. بررسی انتقادی نشان میدهد که اگرچه اسناد موجود در تثبیت گفتمان هویت ایرانی - اسلامی و طرح موضوعاتی همچون هماهنگی با زمینه، مصالح، رنگ، تناسبات، حریم و کیفیت منظر نقش مهمی داشتهاند، در بسیاری موارد معیارها فاقد تعریف دقیق و سنجههای ارزیابی هستند. از سوی دیگر، تعدد نهادهای سیاستگذار، ضعف ضمانت اجرایی، نبود چکلیستهای دقیق، محدودیت سازوکارهای نظارت و بیتوجهی کافی به عوامل اقتصادی و مشارکت شهروندان، فاصله میان «خواست سیاستی» و «تحقق کالبدی» را تشدید کرده است. بر این اساس، مسئله اصلی نه فقدان کامل ضابطه، بلکه گذار ناتمام از مفهوم به معیار، از معیار به سازوکار اجرا و از اجرا به ارزیابی است.
شمارهی مقاله: 2
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1405/5/10 | پذیرش: 1405/6/1